تبليغاتX
ما یک نفر

 

آندرانیک تیموریان در آخرین مصاحبه اش گفته: به فوتبالم اعتقاد دارم و به ایران نمی آیم! به نظر شما چرا اندرانیک به فوتبالش اعتقاد دارد؟

1.چون وقتی در ایران بود در بهترین تیم های ایران یعنی ابومسلم بازی می کرد

2.چون تا به حال در بهترین تیم های اروپایی بازی کرده است.

3.چون در چند سال گذشته همیشه در تیم فولام فیکس بازی کرده و هیچ وقت نیم کت نشین یا سکو نشین نبوده است.

4.چون بچه خوشکل است!

 

کمالوند: علی کریمی کوچکتر از آن است که جوابش را بدهم!

با توجه به اینکه همه ی ما علی کریمی را می شناسیم به نظر شما این آقای کمالوند سرمربی کدام تیم است که علی کریمی در مقابلش کوچک است؟

1.بارسلونا

2.من یونایتد

3.رئال مادرید

4.تراختورسازی تبریز

 

باتوجه به این که رئيس كل بانك مركزي گفته اند: تب تورم فروكش كرد  نظر شما مسئولین چه کاری کردند که تب تورم فروکش کرده است؟

1.تورم را به یک طرف خوابانده ویواشکی شلوارش را پایین کشیده و برایش شیاف استامینوفن گذاشته اند.

2.مثل یه مادر مهربان و دلسوز پاچه های تورم را بالا زده و پاشویه اش کرده اند.

3.تورم را بغل کرده و بدو بدو پیش پزشک برده اند.

4.دو زانو به سمت قبله نشسته و دست به دعا برده اند تا خدا تورم را شفا بدهد و بعد هم با خیال راحت گرفتند خوابیده اند.

 

آقای کفاشیان در ادامه جملات قصار قبلی فرمودند: ضعف فوتبال ایران مشهود است! حال به نظر شما ضعف فوتبال ایران از کجایش مشهود است؟

1.از خنده های ملیح و دلبرانه رئیس فدراسیونش

2.از رفتار سیب زمینی گونه رئیس فدراسیونش

3.از مدیریت قوی و شجاعانه رئیس فدراسیونش

4.از سابقه طولانی و موفق فوتبالی رئیس فدراسیونش

 

نماینده مجلس: دانشگاه پیام نور از رسالت اصلی خود خارج شده است!

به نظر شما دانشگاه پیام نور با انجام چه عملی از رسالت اصلی خود خارج شده است؟

1.افزایش شهریه به میزانی کمتر از حد انتظار!

2.افزایش امکانات آموزشی به مقدار بیشتر از حد انتظار!

3.افزایش فضای آموزشی به مقدار بیشتر از حد انتظار!

4.افزایش دادن ظرفیت پذیرش دانشجو به مقدار کمتر از حد انتظار!

 

وزير ارشاد: روند توقیف مطبوعات عادی است

به نظر شما چرا توقیف مطبوعات عادی است؟

1. چون اینقدر روزنامه تا حالا توقیف شده که دیگه واسه همه عادی شده

2.چون اصلا به این دلیل به روزنامه ها مجوز انتشار می دن که یه روز مجوزشون رو توقیف کنن!

3.چون اگه روزنامه ها توقیف نشن که دیگه کسی دنبال مجوز جدید نمی ره!

4.چون اگه روزنامه ها توقیف نشن دادگاه مطبوعات بیکار میشه!

 

 آقای وطن‌دوست آرزو کرده اند: كاش مسئولان سينمايي از مديران ورزشي تأسي كنند! به نظر شما اگر این آرزوی آقای وطن دوست برآورده شود چه می شود؟

1.مهندس علی آبادی به حفظ سمت های قبلی رئیس خانه سینما خواهد شد

2.همین چهار تا فیلمی که به جشنواره های خارجی راه می یافتند دیگه راه نخواهند یافت!

3.در تمام سینما های کشور از بیخ تخته خواهد شد.

4.در سینما ها با صدا های بلند و رسا پدر و مادر و خواهر بازیگران و دست اندرکاران فیلم ها از جانب تماشاگران مورد لطف و عنایت قرارخواهد گرفت!

احمدی مقدم: دیگر نیازی به گشت ارشادنیست

به نظر شما چرا دیگر نیازی به گشت ارشاد نیست؟

1.چون تمام مردم اعم از پیر و جوان از بیخ ارشاد شده اند و اومدن تو راه راست!

2.چون این جوانان عزیز دیگه آدم بشو نیستند و هر چقدر هم ارشادشون کنی فایده ای نداره!

3.چون اگر برادران و خواهران گشت ارشادی بیشتر از این ها این جوانان بد لباس رو ببینند و باهاشون ارتباط داشته باشند ممکن است از راه به در بشن!

4.چون فعلا زندان ها و بازداشتگاه ها تا خرخره پره و جا واسه جوانان نیازمند ارشاد نیست!

 

ژاپنيها بايد با مثانه خالی سوار هواپيما شوند!به نظر شما چرا؟

1.چون اگر مثانه هر مسافر 200گرم اضافه بار داشته باشد برای 200مسافر هواپیما می شود 40 کیلو اضافه بار! و این اضافه بار بین 10 تا 20 درصد مصرف سوخت هواپیما را بالا می برد!

2.چون مثلا اگر مثانه مسافران یک طرف هواپیما اضافه بار بیشتری نسبت به طرف دیگر داشته باشند هواپیما کج خواهد شد و سقوط خواهد کرد.

3.چون اگر مسافران مثانه پر داشته باشند در طول پرواز اقدام به تخلیه مثانه در توالت هواپیما خواهند کرد بنابراین آن طرفی که توالت هواپیما حضور دارد سنگین تر خواهد شد و هواپیما سقوط خواهد کرد.

4.چون توالت همه ی هواپیما های ژاپنی خراب است!

 

کواکبیان: پناهندگی دختر کلهر دلیلی بر لزوم طرح وحدت ملی

به نظر شما چرا پناهنگی دختر جناب کلهر دلیلی بر لزوم طرح وحدت ملی است؟

1.چون اینجوری همه ی ملت با هم وحدت می کنند و نمی ذارن سایر فرزندان آقای کلهر به غرب پناهنده بشن!

2.چون وقتی همه با هم وحدت کنند می تونن به رئیس جمهور مشاوره بدن وایجوری آقای کلهر از کار بیکار میشه و می تونه کمی به خانواده اش برسه!

3.چون وقتی همه با هم وحدت کنند  ممکنه همه چی خوب و عالی بشه  در نتیجه ممکنه دختر آقای کلهر بجای آلمان بیاد به ایران پناهنده بشه!

4.چون دلیلی واسه وحدت ملی پیدا نشده آقای کواکبیان گیر داده به پناهندگی آقای کلهر تا شاید دل بعضی ها بسوزه و با این طرح موافقت کنن!

 

چاپ شده در ستون آزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 

پس از اجراي موفقيت آميز(! ) جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوارها طرح اين موضوع که 30 درصد اطلاعات اقتصادي خانوارها غلط بوده در ذهن چراهاي زيادي را ايجاد مي کند به عنوان مثال چرا آن 30 درصد اطلاعات غلط داده اند؟ يا چرا آن 70 درصد اطلاعات درست داده اند؟ يا چرا آن 30 درصد اطلاعات درست نداده اند و چرا آن 70 درصد اطلاعات غلط نداده اند؟ به هر حال اين موضوع نياز به مقدار زيادي بحث و توضيح و تحليل و تفسير دارد که در ذيل به بعضي از آن ها مي پردازيم:

 

 


1 - اول از همه بايد گفت که از کجا معلوم که اطلاعات داده شده توسط آن 70 درصد هم درست است؟ آخر چطور امکان دارد در حالي که در جامعه ايران حتي زن ها و شوهرها هم اطلاعات دقيق و شفافي از وضعيت اقتصادي هم ندارند 70 درصد افراد جامعه يکهو به راه راست هدايت شده و زير و بم تمام مسائل اقتصادي خود را در فرم هاي اقتصادي براي دولت رو کنند؟! از کجا معلوم که آن 70 درصد هم اطلاعات غلط نداده باشند ولي چون خيلي حرفه اي بوده اند هيچ کس نتوانسته مچ آنها را بگيرد و فقط آن 30 درصد بدبخت ساده لو رفته اند؟!

 

 
2 - در اين قسمت بهتر است کمي در مورد معناي کلمات بحث کنيم! کلمه «غلط» به معناي اشتباه است و نه به معناي (زبانم لال) دروغ! يعني آن 30 درصد مذکور در دادن اطلاعات اقتصادي خود فقط اشتباه کرده اند نه اينکه فکر کنيد دروغ گفته اند بعنوان مثال اين 30 درصد شايد در هنگام پرکردن فرم هاي اقتصادي از شدت شعف و شادي لو دادن اطلاعاتشان ناگهان حواسشان پرت شده و در قسمت درآمد ماهيانه چند صفر ناقابل را فراموش کرده اند بگذارند و حتي ممکن است اين فراموش شدن چند صفر ناقابل در قسمت متراژ منزل هم اتفاق افتاده باشد! به هر حال اين اشتباهات براي هر کسي ممکن است اتفاق بيفتد!

 


3 - حال از منظر ديگر به اين خبر نگاه مي کنيم! به نظر شما اين 30 درصدي که اطلاعات غلط داده اند چه کساني هستند و آن 70 درصدي که اطلاعات درست داده اند چه کساني هستند؟! اصولاً وقتي انسان چيزي در کف دارد آن را کتمان مي کند وگرنه آدمي که هيچ ندارد ديگه چه نيازي به کتمان کردن و دادن اطلاعات غلط دارد که نکند آن چيز نداشته شايد از دست برود! مثلاً حقوق ماهي پنجاه هزار تومان يا منزل استيجاري هم اطلاعات غلط دادن دارد؟! پس مي بينيد با توجه به وضعيت اقتصادي اقشار جامعه و نکته گفته شده اين نسبت 70 به 30 خيلي هم درست و جالب است يعني در شرايط امروز جامعه ما 70 درصد افراد هيچ نيازي به دادن اطلاعات غلط در مورد آن چه دارند ندارند چون اصولاً چيزي ندارند که اطلاعاتي داشته باشد ولي آن 30 درصد مابقي بايد اطلاعات غلط بدهند وگرنه جاي تعجب دارد!

 


4 - در راستاي مورد سوم بايد گفت آنکه چيزي دارد از ترس از دست دادن آن چيز يا از ترس اجبار پرداخت ماليات براي داشتن آن چيز اطلاعات درست نمي دهد در حالي که آن کس که هيچ ندارد به شوق سهام يا سهميه بنزين و يا... اطلاعات درست و چه بسا خيلي درستي(! ) در مورد وضعيت اقتصادي اش مي دهد که در نهايت باز هم مي رسيم به آمار گفته شده در خبر يعني وضعيت مالي 70 به 30 در جامعه ايران!

 


نکته اخلاقي: وقتي قرار است يارانه ها حذف شود چه فرقي مي کند 70 باشي يا 30! در هر صورت خشک و تر با هم مي سوزند(البته اون سي درصد کمتر مي سوزند! )


نکته اخلاقي 2: وقتي اطلاعات دقيقي در مورد اقتصاد يک خانواده وجود ندارد چگونه ممکن است در مورد يک کشور وجود داشته باشد؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
- مي خواستم به اين مسؤولان بگم اگه ميخواين تاريخ پادشاهان باستان رو حذف کنين، اشکال نداره، ولي همين جوري اين تاريخ با ارزش رو حذفش نکنين، حداقل براي اينکه يه سودي از اين تاريخ کهن برده باشيم، بيايم به يه کشور ديگه بفروشيمش خيلي از کشورها در حال ساختن تاريخ الکي واسه خودشونن تا بخورد ما بدن و حاضرن پول خوبي براي تاريخ ما بدن ها! خوب به اين پيشنهاد فکر کنين! حالا که خودمون علاقه اي به استفاده از اين تاريخ نداريم، حداقل بذارين يه مستحق ازش استفاده کنه !

 
- آقا حالا که هم استاندارد، هم خود هندي ها اعلام کردند که برنج هاي هندي سمي هست، يه کم قيمتش رو بيارين پايين تا ما قشر مستضعف جامعه هم بتونيم برنج هندي بخوريم! به خدا انصاف هم خوب چيزيه !


- اوباما اومد مصر به جاي خليج فارس گفت، خليج! حالا هم خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس تو دمشق گفته خليج عربي! همه اينها نشون دهنده تلاش مسؤولان واسه پاسداري از اسم خليج فارسه! من پيشنهاد مي کنم براي اينکه مسؤولان کشور بيشتر از اين تو دردسر نيفتن، از فردا خودمون هم بگيم خليج عربي !


- من به عنوان يک ايراني دوستدار هموطنان، حاضرم به همراه خانواده ام برنج هاي خارجي رو تست کنيم تا مشخص بشه که سالم هستند يا سمي! براي انجام اين وظيفه کافيه فقط يک کيسه از هر نوعشون رو بيارين در خونه ما تا همه رو براتون تست کنيم !

- اين آمريکاي جهانخوار حسود چشم نداره ببينه ما ماهي صد ليتر سهميه بنزين تو کارتهامون داريم، ولي اون نداره! واسه همين مي خواد مارو تحريم بنزيني کنه تاما سهميه نداشته باشيم !همه می دونیم که همه چیز تقصیر همین آمریکای حسود و شکمو و جهانخواره!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
از اینکه مالک باشگاه ابومسلم گفته است که در بهترین شرایط ممکن هستیم و مطبوعات و رسانه ها می خواهند وضعیت ابومسلم را بحرانی اعلام کنند نتیجه می گیریم که:

1.خدارو شکر که ابومسلم در بهترین شرایط ممکن هست وگرنه معلوم نبود در ورزشگاه ثامن مشهد علاوه بر این پنج تا گلی که خورد چند تا گل دیگه هم می خورد!

2.به هر حال مالک باشگاه بهتر از هرکسی از شرایط باشگاهش با خبره و وقتی می گه الان در بهترین شرایطیم باید قبول کرد و احتمال این رو باید داد که شاید در آینده ابومسلم به شرایطی برسه که الان واقعا بهترین شرایط ممکن براش باشه!

3.البته باید قبول کرد با شرایطی که ابومسلم این فصل رو به همت مسئولینش شروع کرد 5تا گل خوردن در ورزشگاه خودی و تعلیق فعالیت های باشگاه و پایین کشیده شدن تابلو باشگاه و تعطیل شدن دفتر باشگاه خیلی هم طبیعیه و اصلا شرایط بد وبحرانی ای برای این باشگاه نمی تونه باشه و کلمه بحران اصلا برای ابومسلم نباید به کار بره!

 

4.حالا میرسیم به نقش مهم رسانه ها و در راستای گلواژه مالک باشگاه ما هم باید بگیم که مطمئنا با تدابیر مسئولین باشگاه اگر این مطبوعات و رسانه های از خدا بی خبر نبودند الان ابومسلم صدر نشین لیگ برتر بود و با شونصد امتیاز از الان قهرمانی خودشو مسجل کرده بود و حتی دیگه تعلیق هم نبود!

5.تازه اگه آن از خدا بی خبران مورد فوق نبودند الان تمامی بدهی های تیم پرداخت شده بود و حتی ابومسلم از تمام دنیا طلب داشت حتی بیل گیتس و ابراهامویچ!

6.حیف و هزاران حیف که این رسانه ها هستند و ابومسلم رو دارن بحرانی نشون می دن وگرنه به مدد ید توانای مسئولین ابومسلم الان پپ گواردیولا روی صندلی مربی گری ابومسلم نشسته بود و مسی داشت رای زنی می کرد که هرچه سریعتر به ابومسلم بپیونده!

7.خداییش هم باید قبول کرد که تقصیر رسانه هاست وگرنه از همون اول فصل مسئولین ابومسلم تیمشون رو دقیق و منظم بسته بودند مربی شون رو سر موعد انتخاب کرده بودند بدنسازی رو درست و اصولی انجام داده بودند و همراه همه ی تیم ها آماده حضور در لیگ برتر بودند و اصلا برای معروف شدند هیچ یک از مسئولین ابومسلم اسم های بزرگ تر از دهنش رو برای به خدمت گرفتن در ابومسلم به زبون نمی آورد تا فرصت سوزی بشه و ابومسلم ضعیف تر و نا آماده تر از همیشه وارد میدون لیگ بشه!

نتیجه:اگه آدم فکر کنه که گوش های همه ی ملت درازه گلواژه های قشنگی میگه!

نتیجه دو: وقتی به اصطلاح بزرگان دولت از دروغ گویی(یابه قول سایت الف مبالغه!)ابایی ندارند مبالغه های بقیه ملت هم از واجباته!

پیشنهاد: طراحی وساخت کنتور خالی بندی و دروغ توسط محققان جوان کشورو نیز سهمیه بندی دروغ  توسط دولت در این زمینه می تواند راه گشا باشد! (هم واسه ابومسلم هم ...!)

 

چاپ شده در روزنامه قدس صفحه ی سوسه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
خبر: طرح برای افتتاح زیاد داریم کسی نیست افتتاح کند

خداییش این خیلی عجیبه که تو کشور ما که همیشه و در همه ی ساعات شبانه روز همه ی مسئولین (از سوپور و باغ بون محل گرفته تا شهردار منطقه و ناحیه و برو مقام های بالاتر) برای افتتاح هر جور طرحی  (از افتتاح چند باره ی باز شدن گیر لوله فاضلاب خونه ی همسایه بغلی ما تا افتتاح سد های بزرگ بدون آب )آماده بودند حالا برای افتتاح این طرح های به ظاهر زیاد رغبتی ندارند!تعدادی از کارشناسان امر دلایل این واقعه رو این گونه بیان کردند:

دلایل :

1.شاید اون طرح هایی که گفته شده زیادن از بس افتتاح شدن که دیگه واسه مسئولین تکراری شدن و هیچ مسئولی حال نمی کنه مجدد افتتاح شون کنه!

2.احتمالا اون طرح ها به علت کوچیک بودن ارزش خبری ندارن بنابراین هیچ مسئولی رغبت نمی کنه بیاد افتتاح شون کنه چون هیچ مسئولی خل که نیست وقتش رو صرف افتتاح یه طرح  بکنه بعدم هیچ خبرنگاری نیاد باهاش مصاحبه کنه و اصلا اسم اون مسئول تو اخبار و روزنامه ها نیاد!

3.البته شایدم اون طرح هایی که رو زمین موندن و کسی نیست افتتاح شون کنه خیلی با کیفیت و اصولی ساخته شدن بنابراین مسئولین محترم که حالا آبدیده شدند از این امر مطلع هستند و می دونن که دیر یا زود گندِ اون طرح ها بالا خواهد اومد در نتیجه برای حفظ آبرو هم که شده به هر طریقی که جلوی خودشون رو گرفتند تا یه وقت نرن اون طرح ها رو افتتاح کنن چون به هر حال بعد که خرابی طرح معلوم شد پای اون ها هم به عنوان افتتاح کننده گیر خواهد بود!  

4.حالا به فرض محال اگه فکر کنیم این طرح های کذایی که رو زمین موندن هیچ عیب و ایرادی ندارن و حتی تا حالا یک بار هم افتتاح نشدن میشه نتیجه گرفت یا مسئولین ما جدیدا خیلی تنبل شدن یا اینکه به علت افتتاح تعداد بی شماری طرح دچار حس «افتتاح طرح بیزاری» شدند و دیگه از هرچی طرح و افتتاح طرحه متنفرند در نتیجه باید بهشون وقت داد تا دوباره واسه افتتاح طرح انگیزه پیدا کنند!

5.از منظر دیگه هم میشه احتمال داد که این ادعا که طرح زیاد داریم ولی کسی نیست افتتاح شون کنه یه جور خالی بندی ناشیانه است تا یه وقت گفته نشه چرا جدیدا طرحی افتتاح نمیشه !

 

چاپ شده در روزنامه قدس صفحه سوسه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
اینجا ببینید
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
 

اینکه می گن رحیم مشایی گفته می خواد تو انتخابات بعدی رئیس جمهور شه راسته؟!اگه راسته ما تا اون موقع می تونیم بگیم مرگ بر اسرائیل یا نه؟لطفا تکلیف مارو روشن کنین!

آقا بالا خره  هواپیما مقصر بوده یا دیوار!

من یکی از مسافرین هواپیمایی هستم که تو مشهد دچار حادثه شد.می خواستم از خلبان هواپیما تشکر کنم! من تا حالا تو عمرم سیصد کیلومتر بر ساعت نرفته بودم!نمی دونین چه فازی داد!

می خواستم از رئیس جمهور مردمی آقای احمدی نژاد که در گیر اخراج و عزل وانتخاب وزرا هستند خواهش کنم اینقدر به خودشون فشار نیارن واسه سلامتی شون خوب نیست اگه از من می پرسید کردان روبذارین وزیر علوم واسه بقیه وزارت خونه ها هم الهام هست ,سازمان تربیت بدنی هم که در حال انحلاله بنابراین علی آبادی رو هم بذارین هر وزارت خونه ای که فکر می کنین موفق بوده تا بهش یه حالی بده!

حادثه هواپیمایی مشهد یکبار دیگه بر راست گویی مسئولینی که می گفتند بیش از نود و پنج درصد ایمنی در حمل و نقل هوایی کشور وجود داره صحه گذاشت همه دیدیم که در این حادثه بیشتر از نود و پنج در صد هم وطنان مون زنده موندن!

نوشتید که علاوه بر عربستان،عراق هم زنان ایرانی رو بازرسی بدنی کرده !به نظر من بهترین جواب به این کشور های دوست اینه که باهاشون مقابله به مثل کنیم تا اونا باشن که از این غلط ها بکنن!اگه مسئولین جرئت این کار رو ندارن من خودم به عنوان یک وطن پرست با غیرت حاضرم جان فشانی کنم و این وظیفه خطیر رو انجام بدم!

آقا مگه خارجی ها می تونن پیکان برونن!؟نه دیگه! این هواپیما های داخلی هم مثل پیکان می مونن ,روندن شون لم داره تجربه می خواد کار خارجی ها نیست طرف فکر کرده بنز سواره که سیصد تا پرکرده !آقا بدین همون خلبان های خودمون برونن!

به نظر من اینکه میگن یکی از مقامات بلند پایه از یک مرتاض چهار صد ساله هندی راهنمایی میگیره کذب محضه! ما مقامات مون رو می شناسیم! اون میره که به مرتازضه راهنمایی بده!

آخه حسودی تا چه حد!؟تا دیدن دو تا هواپیما خوردن زمین یا به دیوار و مشهور شدن قطار ها هم حسودی شون شد و از دستی زدن بهم که مشهور شن!ولی قافل از اینکه اینجا ایرانه نه خارج !با دو تا کشته کسی بهتون نگاه هم نمی کنه حداقل باید چهل پنجاه نفر بمیرن تا تیتر اول روزنامه ها بشین!

به این آقای وزیر راه بگین یک بار سوار توپولف شدن کسی به شما و توپولف ها اعتماد نمی کنه اگه راست می گین همه ی مسئولین کشور رو مجبور کنین تو همه ی سفر هاشون با توپولف برن اون موقع می بینیم چند نفرشون کارشون رو ادامه می دن!

آقا چرا پلیس رو باند  فرودگاه ها  سرعت گیر نمی ذاره؟!

 

چاپ شده در روزنامه قدس صفحه ی سوسه

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
 

می خواستم بگم که سکوت و سانسورغربی ها در مورد شهادت اون بانوی محجبه  ی مصری یک بار دیگه به تمام مردم جهان ثابت کرد که برخلاف تبلیغات غربی ها در کشور های اون ها هم خفقان وجود داره و این فقط مربوط به کشور ما نیست!

می خواستم اژ این تریبون اژ وزارت کشور خواهش کنم که اگه میشه یه انتخابات دیگه برگزار کنه تا ما یه فرشت دوباره پیدا کنیم پاک شیم. قول می دم که اگه یه انتخابات دیگه برگزار بشه  کاملا ترک کنم و دیگه هم سراغ اس ام اس نرم!

ما مردم ایران بخاطر عدم صعود تیم ملی از مسئولین فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت بدنی به خصوص جناب علی آبادی به شدت عذر خواهی می کنیم!

لطفا از دولت بخواین واسه امثال بنده که بیشتر سال رو در خارج کشوریم سود سهام عدالت رو بصورت یورو یا دلار واریز کنه تا استفاده از اون برای ما راحت تر باشه!

تو روزنامه تون خوندم که بازیگر نقش جومونگ قراره به دعوت یه شرکت خصوصی خارجی بیاد ایران!به نظر من این نشون میده که خارجی ها هنوز هم درک درستی از ایران و علایق ایرانی ها ندارن!اگه داشتن بانو سوسانو رو میاوردن نه جومونگ رو!

از وقتی شنیدم مقامات چینی برای مهار اعتراض های مسلمان ها سیستم ارتباطی تلفن همراه رو از کار انداختن و سایت تویتر رو مسدود کردن و خطوط اینترنت رو قطع کردن خیلی خوشحال شدم چون فهمیدم در قبال این همه جنس که چینی ها به کشور ما صادر می کنن ما هم یه چیز هایی داریم که به کشور اونا صادر کنیم!

یکی نیست به این آقای توکلی بگه حالا که خودتونم فهمیدین که فقط گزارش دولت آثار تورمی اجرای هدفمند کردن یارانه ها رو پایین نشون میده خب چرا واسه انجام هدفمند کردن یارانه ها از همون گزارش دولت استفاده نمی کنین دیگه!آخه سنگ اندازی تو کار دولت تا کی؟!

من هشت ساله هستم . می خواستم از موزه آرامگاه فردوسی تشکر کنم که داره همراه تلویزیون مارو بیشتر با تاریخ کشورمون آشنا می کنه راستش تا دیروز فکر نمی کردم چیز هایی که داره تلویزیون از تاریخمون نشون می ده واقعی باشه ولی دیروز که با مامانم اینا رفتیم موزه فردوسی اونجا هم کمان دامول رو دیدیم هم تیر های جومونگ رو و فهمیدم که همش واقعیت داره !البته یکی از تیر های جومونگ بود که دوتا سر داشت که تو دوتا چشمای یک آقایی خورده بود که شبیه تسو بود که فکر کنم مال قسمت آخر جومونگ باشه!

 

چاپ شده در روزنامه قدس صفحه ی طنز سوسه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 

 مکان : منطقه ی ییلاقی درود(دره+رود) نیشابور

نظر شما در مورد این عکس چیه؟!

 ۱.شخص نویسنده به دلیل مشاده مصادیق بی غیرتی (وبا شخصیتی!) آن هم به تعداد زیاد در اطرافش موقع نوشتن متن حواسش جای دیگه بوده!

۲.شخص نویسنده احتمالا از اقوام خاله خرسه بوده که می خواسته امر به معروف کنه ولی ا ز روی نادانی همه ی امر به معروف های دنیا رو به گند کشیده!

۳.شخص نویسنده آدم خیلی با هوشی بوده و یا میخواسته وارونه تبلیغ کنه یا هم مستقیما مسخره کنه!

۴.شخص نویسنده قیرت قلیظی داشته! 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
در این بلبشوی بعد از انتخابات روز پنج شنبه  بیست وهشت خرداد ما تو تهران امتحان داشتیم البته با شرایطی که ایجاد شد ه بود تا یک روز قبل از امتحان خوشحال بودیم که حتما امتحان لغو می شه ولی متاسفانه نشد و ما مجبور شدیم بریم تهران ! از همون ثانیه ای که تصمیم بر این شد که ما بریم از پدر و مادر و همسر و خواهر و برادر گرفته تا بقالی سر کوچه و گدای جلوی داروخونه توصیه اکید داشتند که یه وقت نری تو شلوغی ها که اگه بگیرنت ...

 البته ما خودمون می دونستیم که نمی ریم تو شلوغی اونم به دو دلیل ؛یکی شجاعت بیش از حدی که در خودمون سراغ داشتیم !یکی دیگه هم دور بودن محل آزمون از شلوغی ها!

بذارین  یه نکته ی جالب در مورد محل امتحانمون بگم! موقع ثبت نام یعنی یک و نیم ماه قبل در فرم ثبت نام محل آزمون دانشگاه تهران ذکر شده بود ولی درست یه هفته مونده به انتخابات اعلام شد  که آزمون در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی (نزدیک دانشگاه شهید بهشتی) برگزار میشه ! این تدبیر نشون می داد یا مسئولین گرامی از قبل می دونستن که به دلایلی بعد از انتخابات دانشگاه تهران شلوغ میشه و بعد تعطیل میشه برای همین محل آزمون رو تغییر دادن یا اینکه اصلا بطور شانسی این تغییر رو ایجاد کردن !به هر حال دستشون درد نکنه که به فکر جان ما بودن!

پنج شنبه صبح امتحان برگزار شد البته کاملا مزخرف و سخت !از نظم امتحان همین نکته رو بگم که نظم کوئیز هایی که تو دانشکده ما برگزار میشد از نظم این امتحان اسما سراسری بیشتربود! بعد از ظهر بعد از امتحان یعنی بعد از ظهر پنج شنبه بیست و هشتم ما از محل اسکان مون که در تقاطع خیابان جمهوری و پل حافظ بود اومدیم بیرون که بریم خیابان برلن -که می گفتن همون نزدیک هاست - واسه خرید! جاتون خالی همین که به خیابون جمهوری رسیدیم دیدم ای داد چرا این جا این قدر شلوغه !ملت همه سیاه پوشیده بودن و پارچه های سبز به دست و انگشتاشون بسته بودن!همون طور که می رفتیم جمعیت بیشتر می شدن و ترافیک ماشین ها سنگین تر! تا اینکه به یک چهار راهی رسیدیم که پلیس ها دیگه نمی ذاشتن ماشین ها جلوتر برن و مردم فقط می رفتن!همون جا بود که واسه اولین بار پلیس ضد شورش کشور مون رو زیارت کردیم!( نا گفته نمونه ما تا همین اواخر فکر می کردیم پلیس ضد شورش فقظ مال خارجی هاست و ایران از این جور چیز ها نداره!)همون لحظه به دوستان گفتم یحتمل اینجا یه خبر هایی هست!از یکی از مغازه دار ها که داشت مغازه شو می بست پرسیدیم اینجا چه خبره ؟ گفت مگه نمی دونین میدون توپخونه تظاهراته! آقا مارو می گی یهو چشامون سیاهی رفت و همین که می خواستیم داد بزنیم که ننه کجایی که ببینی پسرت شده جزو شورشی های خارو خاشاک! یکی از بچه ها داد زد زودتر برگردیم ما هم خلاف مسیر جمعیت  برگشتیم به عقب !ناگفته نمونه که بخاطر این عقب گرد مجبور شدیم کلی نگاه های ناجور جمعیت رو  تحمل کنیم! به خاطر اون نگاه های ناجورحتی چند بار وسوسه شدیم با جمعیت همراه شیم تا این جور به چشم خائن به ما نگاه نکنن!

خلاصه همین طور رفتیم و پل حافظ رو هم رد کردیم هنوز به چهار راه اول نرسیده بودیم که دیدیم ای داد اینجا هم که شلوغه !تو فکر شلوغی بودیم که سه چهار تا ماشین پر یگان ویژه همون موقع اومدن و محتویات شون رو پیاده کردن با دیدن این صحنه ما هم در یک حرکت شجاعانه به حالت نیمه دو به سرعت فرار کردیم به سمت همون تقاطع جمهوری و پل حافظ و واسه امنیت بیشتر رفتیم تو بازار موبایل علا الدین!جالب بود که پاساژ هم بر خلاف معمول زیاد شلوغ نبود و همه مغازه دار ها بیکار نشسته بودن. همه شون یه جوری به ما نگاه می کردن که انگار مجاهدین راه آزادی هستیم که به این بازار پناه آوردیم!خلاصه جو سنگینی بود و قابل تحمل نبود آخرم به این نتیجه رسیدیم که اگرچه که به زمان حرکت قطار دو سه ساعت مونده ولی آبرو مندانه اینه که ماشین بگیریم و بریم ایستگاه قطار وهمون جا منتظر بمونیم!به مدد همین پولوتیک به سلامت به راه آهن رسیدیم و بعد هم سوار قطار شدیم و به سلامت رسیدیم مشهد!

 

حاشیه:

- خطوط موبایل ما (علاوه بر پیامک)هم در بعد از ظهر چهار شنبه و هم بعد از ظهر پنج شنبه کلا قطع بود البته فقط در منطقه ی اسکان ما چون وقتی رفتیم راه آهن درست شد!

- در موقع گیر کردن در شلوغی ما یه حرکت شجاعانه ی دیگه هم انجام دادیم و بصورت کاملا داوطلبانه پیش چند نفر از برادران نیروی انتظامی که سر یک کوچه ایستاده بودن و داشتند با رشادت تمام برای هم جک تعریف می کردند رفتیم و ضمن اعلام صریح وچند باره ی مواضع خودمون(که ما مسافریم و جزو اینا نیستیم!) ازشون پرسیدیم که واسه خرید کجا می تونیم بریم؟ و آن برادران در جواب ما فقط خندیدند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 

                             خبر : تهران نامزد پایتخت جهانی کتاب شد!

ضمن تبریک این موفقیت بزرگ به تمام مردم کتاب خوان ایران و مسئولین پرتلاش امر کتاب در اینجا می خوایم تعدادی از دلایل این نامزدی رو برای دوستان شرح بدیم تا همه بدونن ما چیکار کردیم که تهران می خواد پایتخت جهانی کتاب بشه!:

 

1.درسته که سرانه کتاب خوانی ایرانیان پایینه ولی این مهم نیست چون مربوط میشه به کمیت و برای ما همیشه مهم کیفیته! توضیح اینکه شاید اکثر ایرانیان در طول هفته 5دقیقه بیشتر کتاب نخونن ولی همون 5دقیقه رو عمیق و مفید می خونن و همین ارزش داره!

 

2. درسته که تیراژ کتاب ها در ایران نسبت به خیلی جاها پایینه ولی این نشان دهنده ی خرید کم کتاب توسط مردم نیست بلکه این نشان از اهمیت درختان و محیط زیست و صرفه جویی و سال اصلاح مصرف این جور چیزها برای مردمه  که نمی خوان کاغذ ها اسراف بشه و محیط زیست خراب بشه!

 

3. نکته ی دیگر اینکه کتاب های ما بسیار غنی ، جذاب و متنوع است مخصوصا کتاب مربوط به کودکان و نوجوانان بطوری که نوزادان ایرانی از همان بدو تولد در اتاق عمل بجای شیر تقاضای کتاب می کنن و معمولا موقع شیر خوردن و حتی «پی پی»  کردن کتاب را همراه خود دارن!تازه بزرگ تر هم که شدند به همان علت غنی و پر بار بودن کتاب ها اصلا به دنبال سی دی کارتون های شرک و جیمی نوترون و گارفیلد و شگفت انگیز ها و ... و نیز سی دی های بازی های رایانه ای(که هردو مورد  آمریکایی و حاوی فرهنگ غربی هستند ) نمی روند و با فرهنگ خودمان که در کتاب های چاپ شده مخصوص کودکان موج می زند رشد و بالنده می شوند!

 

4.نکته دیگر اینست که مسئولین فهیم کشور اهمیت کتاب و کتاب خوانی را به طور کامل از همه ی نواحی شان درک کردند برای همین با اختصاص یارانه های کلان به کتاب و کاغذ ؛ قیمت کتاب ها را به شدت پایین آوردند تا همه ی مردم بتوانند به عشق شان یعنی کتاب دست پیدا کنند  و این یارانه ها مخصوصا در مورد کتاب هایی که مربوط به فرهنگ و تاریخ این مرز وبوم است مثل شاهنامه و دیوان حافظ و مثنوی و گلستان و... لحاظ شده است و کاملا ارزان هستند!

 

5.در انتها جا دارد به کیفیت کاغذ و چاپ کتاب ها در ایران اشاره ای شود!کیفیت چاپ و کاغذ در ایران چنان بالاست که عمر کتاب ها در ایران بیشتر از 1000سال گارانتی می شود وهیچ گاه جلد کتاب ها  هنوز به دست خواننده نرسیده کنده نمی شود و برگه های آن به علت درست چسب زدن در همان ماه اول مثل برگ پاییزی فرو نمی ریزند در ضمن کاغذ های ایرانی هم همه کاملا سفید براق و گوگوری مگوری هستند و جلوه خاصی به کتاب ها می دهند!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 

 

آره بهار اومد ! البته ما (یعنی من و خانمم) موقع سال تحویل تو جاده بین گرگان و ساری بودیم و تو اون منطقه سرسبز به شدت اومدن بهار جون رو لمس کردیم هرچند از قبلا می دونستیم بهار جون داره میاد چرا؟! چون به نظر ما یک نفر هرکسی هر سال از یه راهی متوجه اومدن بهار خانوم میشه ،ما یک نفر طبق روال سال های قبل از فعالیت های انقلابی شهرداری مشهد اونم درست دم عید متوجه اومدن بهار جون میشیم البته این فعالیت ها خیلی متنوع است و هرسال حداقل یه مورد جدید هم بهش اضافه میشه تعدادی از این فعالیت رو باهم ببینیم:

 

1.       28 اسفند: تحویل یک سطل رنگ سیاه و یکی سفید به صورت یکی در میون به کارگران و باغبان های شهرداری به منظور حال دادن شبانه روزی به جداول خیابان ها ی مشهد اون هم بصورت یکی در میون!البته هر سال به علت حضور بی موقع بهار خانوم همه ی جداول شهر از این فعالیت فرهنگی –هنری بهره مند نمی شوند!

 

2.       26 اسفند: تحویل تعدادی از دیوار های خالی مشهد به تعدادی از هنرمندان مشهدی برای کشیدن تعدادی گل و بلبل و خورشید و سبزی به منظور تدایی کردن اومدن بهار جون تا مردم شاد شن!ولی پس از تلاش های صبح تا شبی این هنر مندان حاصل این فعالیت هنری فرهنگی دیواری فقط تعدادی تابلوی پست مدرن است که پس از بارش چند باران بهاری از نظر ما مردم عوام در آن فقط چند دنب ماهی دیده می شود!

 

3.       27 اسفند : آغاز عملیات روکش آسفالت چند خیابان اصلی شهر در روز های پررفت و آمد  دم عید بصورت کاملا هیئتی و با کیفیت جاده شوسه!به این منظور که مردم عزیز کمی در ترافیک حاصل از این عملیات بمانند و متوجه فعالیت های شدید شهرداری باشند تا هنگامی که در سال جدید قبض مالیات به مقدار دو برابر سال قبل به دست شان داده می شود دیگر غرغر نکنن!(نمونه این عملیات را در بلوار سید رضی مشهد می توانید ببینید که البته به همان علت زود اومدن بهار جون نصفه کاره رها شده!)

 

4.       27اسفند: کاشت هزاران گل خوشکل و زیبا در میادین و بلوار ها و معابر سطح شهر با سرعت مافوق صوت توسط باغبان های سلحشور شهرداری تا مردم بیشتر اومدن بهار جون رو حس کنن!البته در روز عید به علت عدم رسیدگی به گل ها توسط باغبان ها آن هم به علت پرداختن به فعالیت هنری شماره (یک) از آن همه گل فقط تعدای ساقه پلاسیده و لگد مال شده باقی می ماند!

 

5.       23 اسفند: فعالیت جدید و سوپرایز کننده ی امسال شهرداری که به شدت آمدن بهار جون را در همه ی جای ما فرو کرد تغییر نام بلوار ایرج میرزا (که یکی از بلوار های مشهور مشهد است علاوه بر اینکه یکی از شاعران مشهور ایران است)به  بلوار جلال آل احمد بود. این فعالیت ادبی فرهنگی اجتماعی ورزشی و هنری چنان با سرعت انجام شد که کسی نفهمید که کی چی شد!در حالی که فقط تعویض تابلو های سرکوچه های این بلوار طبق محاسبات جهان سومی باید بیشتر از یک ماه طول می کشید ولی شهرداری مشهد نشان داد که اگه بخواهد و انگیزه داشته باشد می تواند!

 

ایرج میرزا

6.       چند فعالیت دیگر شهرداری شامل:الف. نصب پرده هایی در پارک ها و مناطق گل و بلبل دار مشهد مبنی بر ممنوع بودن زدن چادر در سطح شهر به منظور خوب ضد حال زدن به زائرین است. ب. و نیزنصب پرده هایی مبنی بر ممنوعیت ورود به هسته ی اصلی شهر یعنی حرم بدون مجوز است ، تا خوب به همه بفهماند که هرکی میخواد زیارت کند باید  پول بدهد!(ثواب مجانی تمام شد!) ج. ونیز کاشتن تعدادی کالسکه و گاری پرگل و نیز تابلو های پست مدرن در سطح میادین اصلی می باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
تو این بگیر بگیر مدرک قلابی مسئولین که ظاهرا از کردان شروع شد در همون کردان به اوج رسید خیلی وقت پیش تو خبر ها خوندم که بعضی ها گفتن مدرک سید محمد خاتمی هم قلابیه!ما هم گفتیم شاید راست(!)می گن ولی یه روز که تو داروخونه شیفت بودم یه نسخه اومد که ثابت می کرد که مدرک خاتمی کاملا اصله!منم از اون مدرک عکس گرفتم که به همه نشون بدم تا دیگه ازاین شایعات درست نکنن!

مدرک خاتمی

بعله!می بینین که مدرک کاملا واقعیه و حتی شماره نظام پزشکی هم موجود هست!البته دلیل دیگه ای که نشون از اصل بودن مدرک داشت تساهل و تسامحی بود که در تجویز دارو  موج می زد چنانکه در بسته ی پیشنهادی دکتر خاتمی فقط یک قلم آن هم گرایپ میکسچر برای نوزاد دیده می شد که نشان از این داشت که دکتر بیشتر تمایل داشتند دل درد نوزاد رو از طریق گفتمان درمان کنن تا دارو!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 9:15 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 

شماره ی جدید ستون آزا هم چاپ شده دوستان واسه گرفتن نسخه ی الکترونیکی به سایت نشریه مراجعه کنین.اینم یه شعر که تو شماره جدید ستون آزاد چاپ شده:

 

گفتی که نازت بکشیم ، کشیدیم

حرفای نا مربوطِتَم شنیدیم

گفتی که مطلب بنویس سیاسی

گیر های ناجور بده و اساسی

نوشتیم و نوشتیم و نوشتیم

نفهمیدیم که خوشکلیم یا زشتیم!

زندگی مون بی خودی و دهشناک
حساب بانکی مون شده پاک ِ پاک

حقی برای  تالیفا   ندادی

دیگه شدیم یه عنصر زیادی

بزرگترین بلای ما تورم

خوب شدنش رفته توی توهم

اجاره ها سر به فلک کشیده

داد همه به آسمون رسیده

قیمت خونه و زمین نجومی

بسه عزیز!دیگه نگم کلومی!

دانشگاهو واست بگم سردبیر

6 سالی هست تو بندشم من اسیر

دانشگاه ها خالیه از شور و حال

کنکور بده ، قبولی تو به هر حال

دانشگاه ها دیگه شلوغ پلوغه

تدریس علم بزرگترین دروغه!

پول بده و مدرک دیگه تو دستت

خوشبحالت این دیگه ناز شصتت

دانشگاه ها کوچیکن و زیادن

موسسه عالی و یا آزادن

مهد کودک بزرگتر از دانشگاه!!!

به این دیگه باید بخندی قاه قاه

تو این زمون همه شدن دانشجو

هم از عقب هم از جلو هم از تو

مدرک و مدرک میکنن به هرجا

پز ها میدن به ناهید و به آیدا!

این دفعه هم شعری واست نوشتیم

حالا بگو که خوشکلیم یا زشتیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
عصر ایران در مطلبی به نقل از دنیای اقتصاد بهترین و بد ترین خودرو های داخلی رو معرفی کرده که خودروی ویتارا در صدر جدول قرار داره ولی مهمتر از اون انتهای جدوله که برای چندمین بار به ۱۴۱(یعنی خودرو ی دلبند اینجانب!) اختصاص یافته!از اون جا که من ماشینمون خیلی دوست دارم تصمیم گرفتم یک  بیانیه در حمایت از ماشینم صادر کنم!

بیانیه!

اتومبیل اینجانب یعنی پراید ۱۴۱ بژ رنگ متالیک خیلی خوب است! به هزار و یک دلیل که چند تاشو اعلام می کنم!

۱.خوشکله!

۲.موقع رانندگی هیچ صدای اضافه ای از هیچ جاش در نمیاد!(حتی از داشبورد یا لاستیک ها ونیز حتی از صندوق عقب در ها صندلی ها و...)

۳.موقع کارواش اصلا آبی وارد اتاقش نمی شه و حتی صورت من و کفش های خانومم خیس نمی شه!

۴.موقع ترمز گرفتن دقیقا همون جایی که ترمز می گیری می ایسته!(البته در بازه منفی یا مثبت ۳ متر!)

۵. هیچ وقت موقعی که داری با سرعت ۱۲۰کیلومتر در ساعت حرکت می کنی ناگهان بلبرینگ چرخ جلوی سمت راننده نمی شکنه و چرخ ناگهان قفل نمی کنه تا نزدیک باشه اتومبیل چپ شه و نیز نزدیک باشه اتومبیل های  پشت سر له و لورتت کنن!(لازم به ذکر است به دلیل یک معجزه من همچنان زنده ام ونیز سالم!)

۶.در یک روز بارانی بر اثر افتادن در یک چاله کوچک هیچ گاه لاستیک اتومبیل نمی ترکه تا مجبور باشی از ماشین پیاده شده و در زیر باران شدید و هوای سرد در حالی که با کت و شلوار نو ات هستی لاستیک را عوض کنی!

۷.در ترافیک ها هیچ گاه موقع حرکت اتومبیل ریپ های پشت سر هم نمی زند تا مزه محتویات   معده ات را در دهان حس کنی!

۸. در روزهای سرد زمستانی بخاری ماشین بعد از رسیدن به مقصد گرم نمی شود و اصلا نیاز نیست در هنگام رانندگی از کلاه و دست کش و شالگردن استفاده کنی!

۹. با گذشت زمان اصلا و ابدا رنگ سپر های ماشین خودبخود بر نمی گرده و کنده نمی شه و نیز زه های کنار در بسیار محکم چسبونده شده و حتی با لگد هم کنده نمی شه چه برسد که خودبخود کنده شه!

۱۰.و از همه مهمتر  در یک صبح قشنگ پاییزی هنگامی که با خیال راحت ۵دقیقه مانده به شروع کلاس از خونه بیرون اومدی اتومبیل با اولین استارت روشن می شه و اصلا باطری ای که هنوز یک سال هم کار نکرده خالی نمی کنه!و مجبور نمی شی به علت خراب شدن باطری ماشین یک باطری دیگر بخری!

در پایان اعلام می دارد پراید ۱۴۱ همچون سایر اتومبیل های ساخت داخل (مخصوصا ساخت ایران خودرو و سایپا)بسیار با کیفیت ومرغوب و خوب می باشد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حسینی | 
 
درباره وبلاگ
طنز می نویسیم

چون کار دیگه ای بلد نیستیم!

پیوندهای روزانه
تست استرس
سخنان جالب و پر مغز رئیس جمهور در یک سال اخیر
فتوکاتور های بد حجابی 2
عکس هایی از قمه زدن
آگهی مزایده وسایل نقلیه!
آگهی مزایده وسایل نقلیه!
فتوکپی شناسنامه گوگوش
عکس های برخورد با بد حجابی
فرم اشتراک رایگان ستون آزاد
دانلود شماره جدید ستون آزاد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
نویسندگان
محمدرضا حسینی
آیدا
پیوندها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

H-Hosseini.com